top of page

کمک های بهشتی

david99319
Sep 21
2 min read

وقتی نگرانی و استرس، آرامش را از ما می‌گیرند…

تصور کنید مربیِ ببرها در میانهٔ اجرای زنده، ناگهان در قفسی تاریک گرفتار شود. ببرها او را می‌بینند، اما او آنها را نمی‌بیند! او با وجود ترس، به هدایت ببرها ادامه می‌دهد تا چراغ‌ها دوباره روشن شوند.

گاهی زندگی ما هم چنین است: در تاریکیِ ندانستنِ آینده، با «ببرهای نگرانی» روبه‌رو می‌شویم؛ نگرانی برای پول، خانواده، کار، سلامتی و وضعیت جهان. بعضی ترس‌ها واقعی‌اند و بعضی در خیال ما شکل می‌گیرند، اما هر دو می‌توانند آرامشمان را بگیرند. پیام این فصل روشن است: خدا از همهٔ ترس‌های ما بزرگ‌تر است.

نگرانی فقط فکر کردن به مشکلات نیست؛ گاهی چنان خود را با افکار آزار می‌دهیم که شادی، توان خدمت و آسایشِ جانمان تحلیل می‌رود. این فصل ما را دعوت می‌کند که به‌جای عادت کردن به نگرانی، به خدای توانا و قابل اعتماد تکیه کنیم.

عیسی مسیح به ما یادآوری می‌کند:

 برای خوراک و پوشاک نگران نباشیم؛ پدر آسمانی که از پرندگان و گل‌ها مراقبت می‌کند، ما را نیز فراموش نمی‌کند. (متی ۶:۲۵–۳۰)

 با شنیدن خبر جنگ‌ها و آشوب‌ها هراسان نشویم. همچنین لازم نیست کودکانمان پیوسته در معرض خبرهای خشونت‌آمیز باشند. (مرقس ۱۳:۷)

 بار فردا را امروز بر دوش نکشیم؛ برای هر روز، سختیِ همان روز کافی است. (متی ۶:۳۴)

 از آزاردهندگانِ جسم نترسیم و اقتدار خدا بر جان و زندگی‌مان را به یاد داشته باشیم. (متی ۱۰:۲۸)

 در برابر مرگ نیز به وعدهٔ مسیح دلگرم باشیم: او در خانهٔ پدر برای پیروانش مکانی آماده می‌کند و آنان را نزد خود خواهد برد. (یوحنا ۱۴:۱–۳)

این فصل، با تکیه بر فیلیپیان ۴:۴–۹، پنج کلید را معرفی می‌کند: شادی کنید، آرام باشید، استراحت کنید، به یاد بیاورید و پاسخ دهید. نخستین کلید، شادی در خداوند و دیدن برکت‌های اوست؛ حتی برکت‌های کوچک، حتی در روزهای دشوار.

«در خداوند همیشه شاد باشید؛ باز هم می‌گویم: شاد باشید.» — فیلیپیان ۴:۴

امشب، اگر فکری خواب را از چشمانتان گرفته، همان نگرانی را یکی‌یکی در دعا به خدا بسپارید. دعوت این فصل چنین است: برای هیچ‌چیز مضطرب نباشید، دربارهٔ همه‌چیز دعا کنید و در برکت‌های خدا شادی بیابید.

 امروز کدام نگرانی را می‌خواهید به خدا بسپارید؟

برگرفته از فصل اول کتاب «کمک‌های بهشتی»



 
 
 

Recent Posts

See All
فصل دوم

هنگامی که خشم و تلخی بر دل سایه می‌افگند آیا آن حکایت تکان‌دهندهٔ «پسر گمشده» را به یاد دارید؟ همان پسری که سهم ارث خود را گرفت، خانه را ترک کرد و دل پدر را شکست. او مدتی در عیش و اسراف زیست، اما سران

 
 
 
فصل اول کتاب کمک های بهشتی

فصل اول وقتی احساس نگرانی و استرس می‌کنید چند سال پیش، یک برنامه تلویزیونی معروف سیرک، نمایشی با ببر بنگالی ارائه داد. این اجرا به صورت «زنده» و در حضور جمعیت زیادی انجام می‌شد. یک شب، مربی ببر وارد

 
 
 

Comments


bottom of page