قیام
- david99319
- Mar 24
- 1 min read
صبحی که مرگ شکست خورد و امید برخاست
سپیدهدمِ روز سوم...
سنگ کنار زده شده بود.قبر خالی بود.سکوت قبرستان شکسته شد.
فرشته گفت:«اینجا نیست، زیرا برخاسته است!»
مرگ نتوانست او را نگاه دارد.
پولس اعلام میکند:«دفن شد و در روز سوم برخاست»
او بر پطرس ظاهر شد.بر دوازده تن از کسانیکه همواره با او بوند.و سپس بر بیش از پانصد برادر در یک زمان.
این رؤیا نبود.توهم نبود.شهادت زنده بود.
«خدا او را برخیزانید و بندهای مرگ را گسست» «ما همه شاهد آن هستیم»
اگر صلیب پرداخت قیمت گناه بود،قیام، سند رسیدِ آن پرداخت است.
مرگ جنگید،اما مسیح پیروز شد.
اگر قبر با سنگ بسته بود...اما قدرت خدا بزرگتر بود.
و اگر او زنده است،امید تو هم زنده است.آینده تو هم زنده است.و زندگی تازه ممکن است.
عید ایستر یادبود یک شکست نیست.اعلام یک پیروزی است.
قبر بسته شد...اما آسمان باز شد.
و داستان با مرگ پایان نیافت،با حیات جاودان آغاز شد.
او زنده است
«او ماند، او پرداخت، او برخاست، و امید ما زنده است.»
دیوید
Comments