top of page

صلیب

  • david99319
  • Mar 24
  • 3 min read

صلیب — جایی که عدالت و محبت به هم رسیدند

جلجتا...

تپه‌ای بیرون از شهر.جایی که بسیاری از رهگذران آن روزنمی‌دانستند که شاهد یکی از مهم‌ترین لحظات تاریخ هستند.

آن روز، عیسی را از میان خیابان‌های اورشلیم عبور دادند.بدنی زخمی،پشتی که از تازیانه‌ها خونین شده بود،و صلیبی سنگین که بر دوشش گذاشته بودند.

راه طولانی بود.

قدم‌ها سنگین شده بود.

و انجیل می‌گوید:

«چون بیرون می‌رفتند، مردی قیروانی به نام شمعون یافتند؛او را مجبور کردند تا صلیب او را حمل کند»

شمعون شاید آن روز نمی‌دانستکه بار چه کسی را بر دوش می‌گیرد.

اما در آن لحظه،او بخشی از داستانی شدکه قرار بود جهان را تغییر دهد.

کاروان به جلجتا رسید.

جلجتا...که معنی آن «جایگاه جمجمه» است.

تپه‌ای خشک،بیرون از شهر،جایی که رومیان محکومان را مصلوب می‌کردند.

در آنجا صلیب بر زمین نهاده شد.

و عیسی را بر آن خواباندند.

میخ‌ها در دستانش فرو رفتند.

چکش بالا رفت...و ضربه‌ها در سکوت سنگین آن تپه طنین انداخت.

میخ‌ها در پاهایش کوبیده شد.

سپس صلیب را بلند کردندو در جای خود استوار ساختند.

بدنی زخمیمیان زمین و آسمان آویخته شد.

خارها بر سرش نشسته بود.

تمسخرها از اطراف شنیده می‌شد.

رهگذران سر تکان می‌دادند.کاهنان می‌خندیدند.و برخی می‌گفتند:

«دیگران را نجات داد، اما نمی‌تواند خود را نجات دهد.»

اما حقیقت چیزی عمیق‌تر بود.

او نمی‌خواست خود را نجات دهد.

او آمده بودتا ما را نجات دهد.

دردی که او تحمل می‌کردبیش از زخم‌های جسمانی بود.

کتاب مقدس می‌گوید:

«او خود گناهان ما را بر بدن خویش بر صلیب حمل کرد»

گناهان ما...

دروغ‌هایی که گفته‌ایم.تلخی‌هایی که در دل نگه داشته‌ایم.غرورهای پنهانی که کسی ندیده است.اشتباهاتی که شاید هیچ‌کس از آنها خبر ندارد.

همهٔ آن‌هابر دوش او قرار گرفت.

سال‌ها بعد، پولس رسول نوشت:

«مسیح برای گناهان ما مرد، بر حسب کتب»

این یک حادثه نبود.

یک تراژدی ساده نبود.

این کفاره بود.

عدالت خدا ایجاب می‌کردکه گناه بی‌پاسخ نماند.

خدا عادل است.

گناه نمی‌تواند نادیده گرفته شود.

اما در همان حال،محبت خدا ایجاب می‌کردکه انسان نابود نشود.

خدا محبت است.

و در آن صلیباین دو با هم ملاقات کردند.

عدالت...و محبت.

و عیسی در میان آن دو ایستاد.

به جای ما.

او باری را برداشتکه ما توان حمل آن را نداشتیم.

او مجازاتی را پذیرفتکه ما سزاوار آن بودیم.

ساعت‌ها گذشت.

آسمان تاریک شد.

گویی آفرینش خود نیزدر برابر آن صحنه خاموش شده بود.

و سرانجام،از میان درد و تاریکیصدایی بلند شد.

عیسی فریاد زد:

«تمام شد!»این فریاد شکست نبود.

فریاد تکمیل بود.

کاری که برای نجات انسان لازم بوداکنون کامل شده بود.

بهای کامل پرداخت شد.

هیچ بدهی باقی نماند.

و در همان لحظه،چیزی شگفت‌انگیز در معبد رخ داد.

انجیل می‌گوید:

«پردهٔ معبد از بالا تا پایین دریده شد»

پرده‌ای که انسان را از حضور خدا جدا می‌کرداکنون پاره شده بود.

از بالاتا پایین.

نه به دست انسانبلکه به دست خدا.

راه باز شد.

فاصله برداشته شد.

انسان می‌توانست دوبارهبه حضور خدا نزدیک شود.

در نگاه بسیاریآن روز پایان یک زندگی بود.

اما در حقیقتآغاز راه نجات بود.

میخ‌ها او را نگه نداشتند.

عشق نگهش داشت.

او می‌توانست پایین بیاید.

اما ماند.

برای من.برای تو.

او جای تو ایستاد.

بهای تو را پرداخت.

و وقتی گفت «تمام شد»یعنی بدهی تو پرداخت شد.

یعنی راه باز شد.

یعنی نجات فراهم شد.

و از آن روزصلیب دیگر تنها ابزار مرگ نبود.

صلیببه نشانهٔ امید تبدیل شد.

زیرا در جلجتاجایی که عدالت و محبت به هم رسیدند...

نجات انسانبرای همیشه فراهم شد.


دیوید

 
 
 

Recent Posts

See All
سپاس‌گذاری کن

نعمت‌هایت را بشمار خیلی‌ها برای چیزهایی مانند خانواده، دوستان، آزادی، غذا و سلامتی خدا را شکر می‌کنند. ما باید مرتباً دست از شکایت برداشته و خدا را برای برکات زندگی‌مان شکر کنیم. «هر بخشش نیکو و هر عط

 
 
 
رستگاری: نجاتی که زندگی ابدی را تغییر می‌دهد

مقدمه آیا تا به حال به «رستگاری» فکر کرده‌اید؟به این‌که اگر همه چیز همین امروز به پایان برسد، چه اتفاقی برای شما خواهد افتاد؟ شاید زندگی امروزتان پر از مشغله، موفقیت یا حتی آرامش ظاهری باشد. اما حقیقت

 
 
 
آموزه‌ای عادل شمردگی

مقدمه آموزه‌ای عادل‌شمردگی (Justification) یکی از ارکان اساسی الهیات مسیحی به‌شمار می‌رود که به تبیین چگونگی برقراری رابطه صحیح میان انسان گناهکار و خدای قدوس می‌پردازد. این آموزه، به‌ویژه در سنت باپت

 
 
 

Comments


bottom of page